تبلیغات
برای تازه شدن دیر نیست - همچو غبار


برای تازه شدن دیر نیست


معبود من

همچو غباری به نسیم تو به هوا برخاسته ام و قصد کوی تو کرده ام

من اگر زنده ام ، اگر سر بر آسمان دارم و اگر مسافر افلاکم

به نسیمی است که تو از سر مهر بر من وزیدی

و گرنه من آن ذره ی غبار ناچیز و بی مقدار هم نبودم

بی اراده ی تو من هیچ نبودم و نیستم

چه رسد به آنکه بالا نشین عرش ملائک باشم و مسافر کوی رحمت تو

خدای من ، خدای مهربان من

بی اراده ی تو من هیچ نبودم و نیستم

تو مرا خواسته ای ، تو مرا از خاک آورده ای ،روحت را بر من دمیده ای

ونامت را ، مهرت را و عشقت را بر گِل دلم حک کرده ای

و همه ی فخر من آن است که غباری برخاسته به هوای توام

پس در کوی خود پایدارم دار

 

وَهُوَ مَعَکُم اَینُ ما کُنتُم   {و او با شماست ، هر کجا که باشید}   <حدید/۴>


نوشته شده در جمعه 6 بهمن 1391 ساعت 05:01 ب.ظ توسط برای تازه شدن دیر نیست نظرات | |


آخرین مطالب
» به او اعتماد کن...
» مهم نیست ... مهم این است ...
» راز ماندن
» آغاز امامت امام زمان (ع) بر شیعیان مبارک باد...
» یا امام رضا(ع)...
» کوچک بودن های...
» از یه زاویه دیگه...
» محرم
» پرواز...
» ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم ...
» آیا برای این کودکان روزنه ی امیدی هست . . . ؟!
» پائیز...
» مهربانی...
» یادمان باشد که.......
» پائیز...

Design By : RoozGozar.com